کمک آنلاین

لبخند شما ارزشمند است، با مهربانی، ارزشمندتر

لبخند شما ارزشمند است، با مهربانی، ارزشمندتر
۲۸ مهر ۱۴۰۵ پزشکان نیکوکار بدون دیدگاه ۹ دقیقه مطالعه

گفت‌وگوی انجمن خیریه امید با دکتر رضا صفرعلی‌زاده؛ دندانپزشک، کارآفرین و همراه بیماران نیازمند

در روزگاری که سرعت زندگی، آدم‌ها را از یکدیگر دورتر کرده و بسیاری از حرفه‌ها در مرز میان مسئولیت و منفعت ایستاده‌اند، هنوز کسانی هستند که شغل خود را تنها راهی برای کسب درآمد نمی‌دانند. برای آنان، حرفه ادامه‌ای از زندگی است؛ ادامه‌ای از باورها، دغدغه‌ها و مسئولیتی که نسبت به انسان‌های پیرامون خود احساس می‌کنند.

دکتر رضا صفرعلی‌زاده از همین نسل است. پزشکی که بیش از دو دهه در عرصه درمان فعالیت کرده، در حوزه کارآفرینی سلامت اثرگذار بوده و در عین حال بخشی از مسیر حرفه‌ای خود را در کنار بیماران نیازمند و همراهان انجمن خیریه امید سپری کرده است.

آنچه در این گفت‌وگو می‌خوانید، صرفاً روایت یک دندانپزشک موفق نیست؛ روایت نگاه انسانی پزشکی است که معتقد است درمان، تنها ترمیم یک عضو یا رفع یک درد نیست؛ گاهی بازگرداندن امید به انسانی است که زیر بار رنج، بیماری یا ناتوانی اقتصادی خم شده است.

اگر بخواهید خودتان را غیر از عنوان پزشک معرفی کنید، دوست دارید مردم شما را با چه ویژگی‌ای بشناسند؟

فکر می‌کنم اگر روزی قرار باشد چیزی از من در ذهن مردم باقی بماند، دوست دارم آن تصویر، فراتر از عنوان پزشک باشد. دوست دارم مرا به عنوان انسانی به یاد بیاورند که در کنار مردمش زندگی کرده، دغدغه‌های آنان را فهمیده و تا جایی که توانسته، برای کاهش رنج دیگران قدمی برداشته است. عنوان‌ها می‌آیند و می‌روند، اما آنچه در ذهن انسان‌ها می‌ماند، نوع مواجهه ما با دیگران است. برای من ارزشمندتر از هر عنوانی این است که مردم احساس کنند در روزهای سخت، کسی در کنارشان بوده است.

چه شد که وارد حرفه پزشکی شدید؟ آیا از ابتدا رویای پزشک شدن داشتید؟

اگر بخواهم صادقانه پاسخ بدهم، نه. برخلاف بسیاری از همکارانم، خاطره‌ای از کودکی ندارم که در آن سودای پزشک شدن در سر داشته باشم. من در مدارس استعدادهای درخشان تحصیل کردم و در آن دوران مسیرهای مختلفی برای آینده در ذهنم وجود داشت.

اما در سال‌های پایانی دبیرستان، اتفاقاتی رقم خورد که نگاهم را به سمت دندانپزشکی تغییر داد. احساس کردم این حرفه می‌تواند تلفیقی از دانش، مهارت، خلاقیت و ارتباط انسانی باشد. سال ۱۳۷۵ وارد دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی شدم و مسیر حرفه‌ای من از همان‌جا آغاز شد. بعدها برای ادامه تحصیل به خارج از کشور رفتم و فرصت‌های متعددی برای ماندن داشتم؛ اما در نهایت چیزی قوی‌تر از همه برنامه‌های حرفه‌ای عمل کرد؛ تعلق خاطر به شهر، مردم و سرزمینی که خود را وامدار آن می‌دانستم.

بعد از سال‌ها طبابت، امروز چه چیزی هنوز برای شما هیجان‌انگیز و انگیزه‌بخش است؟

شاید عجیب باشد، اما هنوز همان چیزی که سال‌ها پیش مرا جذب این حرفه کرد. پزشکی شغلی نیست که در آن به نقطه پایان برسید. هر بیمار، یک تجربه تازه است.

هر مراجعه‌کننده با داستانی متفاوت وارد اتاق درمان می‌شود و همین باعث می‌شود هیچ روزی شبیه روز قبل نباشد. بعد از این همه سال، هنوز وقتی می‌توانم مشکلی را از دوش بیماری بردارم، احساس رضایت می‌کنم. هنوز وقتی می‌بینم بیماری با آرامش و لبخند مطب را ترک می‌کند، حس می‌کنم بخشی از معنای واقعی کارم را پیدا کرده‌ام.

در میان مشغله‌های فراوان کاری، چه چیزی باعث می‌شود بخشی از زمان خود را به بیماران نیازمند اختصاص دهید؟

من همیشه خودم را فردی فعال در حوزه کارآفرینی دانسته‌ام. اما از نگاه من، کارآفرینی صرفاً به معنای تولید ثروت نیست. اگر هدف فقط کسب درآمد باشد، راه‌های بسیار ساده‌تر و کم‌هزینه‌تری وجود دارد.

کارآفرینی زمانی معنا پیدا می‌کند که ریشه در عشق به مردم و جامعه داشته باشد. وقتی سال‌ها با انسان‌ها زندگی می‌کنید، دردهایشان را می‌بینید و از نزدیک با مشکلاتشان روبه‌رو می‌شوید، نمی‌توانید نسبت به بخشی از جامعه که از امکانات کمتری برخوردار است، بی‌تفاوت بمانید.

هر روز در مطب و مرکز درمانی با افرادی مواجه می‌شویم که شاید درد بیماری برایشان قابل تحمل‌تر از نگرانی هزینه درمان باشد. به همین دلیل معتقدم هرکس در هر جایگاهی که قرار دارد، سهمی در قبال جامعه خود دارد.

ممکن است این سهم برای یک نفر دانش باشد، برای دیگری اعتبار اجتماعی و برای فردی دیگر توان مالی. مهم این است که آنچه در اختیار داریم را تنها متعلق به خود ندانیم. همراهی با بیماران نیازمند برای من یک فعالیت خارج از حرفه پزشکی نیست؛ ادامه طبیعی همان مسئولیتی است که با انتخاب این مسیر بر عهده گرفته‌ام.

اگر بخواهید تصویری واقعی از بیماران نیازمند به جامعه نشان دهید، چه چیزی را باید بیشتر ببینیم؟

فکر می‌کنم جامعه بیش از هر چیز باید کرامت این افراد را ببیند. بسیاری از بیماران نیازمند، انسان‌های شریف و آبرومندی هستند که تنها به دلیل شرایط اقتصادی یا اتفاقات پیش‌بینی‌نشده زندگی، در موقعیتی قرار گرفته‌اند که برای درمان خود نیازمند حمایت دیگران شده‌اند.

گاهی ما فقط هزینه درمان را می‌بینیم، اما آنچه پشت این اعداد و ارقام پنهان شده، اضطراب یک پدر، نگرانی یک مادر یا دلشوره یک خانواده است. بیماری فقط جسم انسان را درگیر نمی‌کند؛ تمام زندگی او را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

اگر بتوانیم رنج پنهان این خانواده‌ها را ببینیم، نگاه ما به کمک کردن نیز متفاوت خواهد شد. آن زمان دیگر کمک، یک صدقه یا لطف نیست؛ بلکه مشارکت در بازگرداندن عزت، آرامش و امید به زندگی یک انسان است.

به نظر شما پزشک بودن فقط درمان بیماری است یا مسئولیت اجتماعی گسترده‌تری هم به همراه دارد؟

من همیشه معتقد بوده‌ام همان‌طور که معلم فقط انتقال‌دهنده اطلاعات نیست، پزشک نیز صرفاً درمان‌کننده بیماری نیست. یک معلم مسیر زندگی شاگردانش را شکل می‌دهد و یک پزشک نیز در حساس‌ترین و آسیب‌پذیرترین لحظات زندگی انسان‌ها حضور پیدا می‌کند.

به همین دلیل نقش پزشک تنها به درمان جسم محدود نمی‌شود. او ناگزیر با روح، امید، ترس و نگرانی بیماران نیز در ارتباط است. متأسفانه در سال‌های اخیر، گاهی تصویر ناعادلانه‌ای از جامعه پزشکی ارائه شده است. بله، همان‌طور که در هر صنف و حرفه‌ای ممکن است خطاهایی وجود داشته باشد، در جامعه پزشکی نیز استثناهایی وجود دارند؛ اما نمی‌توان عملکرد اکثریت بزرگی از پزشکان این کشور را نادیده گرفت.

من هیچ‌گاه نمی‌توانم فداکاری همکارانم را در دوران جنگ، بحران‌ها و به‌ویژه همه‌گیری کرونا فراموش کنم. روزهایی که بسیاری از پزشکان، پرستاران و کارکنان درمانی، جان خود را به خطر انداختند تا مردم تنها نمانند.

جامعه پزشکی هرگز خود را جدا از مردم ندانسته و نخواهد دانست. اگر امروز گاهی فاصله‌ای احساس می‌شود، به گمان من بیشتر حاصل سوءبرداشت‌ها، روایت‌های ناقص و برخی سیاست‌گذاری‌های نادرست است تا واقعیت رابطه میان پزشک و مردم.

الگوی شما در زمینه پزشک خیر چه کسی است؟

در تمام سال‌های فعالیت حرفه‌ای‌ام، همواره برای کسانی احترام قائل بوده‌ام که بی‌ادعا و بی‌هیاهو خدمت می‌کنند. اگر بخواهم از الگوهای خیرخواهانه در جامعه پزشکی استان نام ببرم، بی‌تردید از بزرگانی چون دکتر ابی و دکتر صمدزاده یاد می‌کنم.

افرادی که شاید بخش زیادی از خدمات و فعالیت‌های خیرخواهانه‌شان هرگز رسانه‌ای نشده باشد، اما آثار آن را می‌توان در زندگی بسیاری از مردم دید. به نظر من، ارزشمندترین شکل نیکوکاری آن است که بدون انتظار دیده شدن انجام شود. کسانی که سال‌ها عمر، دانش، اعتبار و توان خود را در خدمت مردم قرار داده‌اند، بدون آنکه چیزی جز رضایت وجدان و دعای خیر بیماران بخواهند.

ای کاش جامعه بیش از گذشته با این چهره‌های ارزشمند آشنا شود؛ زیرا معرفی چنین الگوهایی می‌تواند الهام‌بخش نسل جوان و مشوقی برای گسترش فرهنگ مسئولیت اجتماعی باشد.

نقش جامعه پزشکی در کاهش رنج اقشار کم‌برخوردار را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

به اعتقاد من، جامعه پزشکی یکی از همراه‌ترین اقشار در کنار مردم بوده است؛ هرچند بسیاری از این تلاش‌ها کمتر دیده شده‌اند. متأسفانه گاهی یک اتفاق منفی بارها بازتاب پیدا می‌کند، اما صدها اقدام مثبت و خیرخواهانه در سکوت اتفاق می‌افتد و کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد.

در همین شهر، پزشکان بسیاری را می‌شناسم که بخشی از خدمات خود را رایگان ارائه می‌کنند، هزینه درمان بیماران را نمی‌گیرند یا در قالب فعالیت‌های خیریه، بخشی از وقت و توان خود را به بیماران کم‌برخوردار اختصاص می‌دهند.

واقعیت این است که اکثریت جامعه پزشکی نه ثروت‌اندوز هستند و نه منفک از مردم. آنان نیز بخشی از همین جامعه‌اند و درد مردم را از نزدیک لمس می‌کنند. به همین دلیل معتقدم نقش جامعه پزشکی در کاهش رنج اقشار آسیب‌پذیر بسیار فراتر از آن چیزی است که معمولاً دیده می‌شود.

فکر می‌کنید جامعه کمتر چه جنبه‌ای از زندگی و دغدغه‌های پزشکان را می‌بیند؟

شاید مهم‌ترین بخش، فشارهای روحی و عاطفی این حرفه باشد. مردم نتیجه درمان را می‌بینند، اما کمتر کسی نگرانی‌ها و اضطراب‌های پشت آن را می‌بیند. کمتر کسی می‌بیند پزشکی که ساعت‌ها کنار تخت بیمار ایستاده، چگونه درد او را با خود به خانه می‌برد یا چگونه نیمه‌شب از بستر گرم خود جدا می‌شود تا بر بالین بیماری حاضر شود.

جامعه معمولاً موفقیت‌های ظاهری این حرفه را می‌بیند، اما کمتر از شب‌های بی‌خوابی، مسئولیت سنگین تصمیم‌گیری، دوری از خانواده و فشارهای روحی ناشی از مواجهه روزانه با رنج انسان‌ها آگاه است.

در طول دوران حرفه‌ای خود به چه چیزی بیشتر از همه افتخار می‌کنید؟

اگر بخواهم تنها یک مورد را نام ببرم، به این افتخار می‌کنم که در کنار مردم شهرم مانده‌ام. در طول این سال‌ها فرصت‌های مختلفی برای ادامه مسیر حرفه‌ای در خارج از کشور وجود داشت، اما ترجیح دادم در کنار مردمی باشم که به آن‌ها تعلق خاطر دارم.

افتخار می‌کنم که در روزهای تعطیل و غیرتعطیل، در دوران کرونا و در سخت‌ترین شرایط، تلاش کرده‌ام بخشی از مسئولیت خود را انجام دهم. افتخار می‌کنم که در مسیر توسعه خدمات درمانی و کارآفرینی حوزه سلامت سهم کوچکی داشته‌ام و توانسته‌ام همراه همکارانم کیفیت خدمات درمانی را ارتقا دهم.

اما مهم‌تر از همه این است که احساس می‌کنم مردم شهرم می‌دانند که در تمام این سال‌ها، هرگز خود را جدا از آن‌ها ندانسته‌ام.

موفقیت را امروز چگونه تعریف می‌کنید؛ تعداد بیماران، جایگاه علمی یا تأثیری که بر زندگی انسان‌ها گذاشته‌اید؟

امروز بیش از هر زمان دیگری باور دارم که موفقیت را باید در تأثیری جست‌وجو کرد که بر زندگی انسان‌ها بر جای می‌گذاریم. جایگاه علمی ارزشمند است. دستاوردهای حرفه‌ای اهمیت دارند. تعداد بیمارانی که به ما اعتماد می‌کنند نیز قابل احترام است. اما هیچ‌یک از این‌ها به اندازه احساسی که در قلب انسان‌ها باقی می‌ماند، ماندگار نیست. اگر سال‌ها بعد مردم احساس کنند که در روزهای سخت زندگی‌شان در کنارشان بوده‌ام، اگر بیماری به یاد بیاورد که توانسته‌ام اندکی از رنج او را کم کنم، اگر خانواده‌ای احساس کند که در لحظه‌ای دشوار تنها نبوده است، این برای من بزرگ‌ترین تعریف موفقیت خواهد بود. موفقیت واقعی نه در آن چیزی است که برای خود اندوخته‌ایم، بلکه در آن چیزی است که در زندگی دیگران بر جای گذاشته‌ایم؛ در تعداد دل‌هایی که آرام کرده‌ایم، رنج‌هایی که کاسته‌ایم و امیدی که به زندگی انسان‌ها بازگردانده‌ایم. شاید در نهایت، همین باشد معنای حقیقی طبابت.

 

ارسال دیدگاه

فیلدهای ضروری علامت‌گذاری شده‌اند.

شماره موبایل با ۰۹؛ ارقام فارسی و پیش‌شمارهٔ +۹۸ نیز پذیرفته می‌شوند.